من ام و گردن ات
کاشکی آفتاب نبود...
1. عنوان فرعی ِ قاتلین بی باک خون آشام ِ رومن پولانسکی
۱۳۸۸ فروردین ۷, جمعه
۱۳۸۸ فروردین ۴, سهشنبه
۱۳۸۷ اسفند ۲۸, چهارشنبه
1388 ِ خیامی
چون ابر
،به نوروز،
رخ ِ لاله بشُست،
برخیز و
به جام ِ باده کن
عزم
درست.
کین سبزه که
،امروز،
تماشاگه ِ توست
فردا
همه از
خاک ِ تو
برخواهد رُست... .
،به نوروز،
رخ ِ لاله بشُست،
برخیز و
به جام ِ باده کن
عزم
درست.
کین سبزه که
،امروز،
تماشاگه ِ توست
فردا
همه از
خاک ِ تو
برخواهد رُست... .
۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه
۱۳۸۷ اسفند ۱۴, چهارشنبه
آرزوی یک ساله
چه فریب ابلهانهای ست گوفی ِ روی پیرهنات
در این هوای گرم
که به زور مادرت میپوشیاش
و نه حتا برای آب و رنگ و طرح و نقشاش... .
آخ آرزو!
آخ که این پیرهن
،دست کم،
به اندازهی صدهزار سال حماقتی
(که تمدن مینامندش)
بر تن کوچکات
سنگین است... .
آخ که این یک لا پیرهن
تو را
از خودت
،دست کم،
صدهزار سال
دور میکند... .
جیغ بزن!
ناخن بكش!
گاز بگیر!
نپوش!
نپوش!!
در این هوای گرم
که به زور مادرت میپوشیاش
و نه حتا برای آب و رنگ و طرح و نقشاش... .
آخ آرزو!
آخ که این پیرهن
،دست کم،
به اندازهی صدهزار سال حماقتی
(که تمدن مینامندش)
بر تن کوچکات
سنگین است... .
آخ که این یک لا پیرهن
تو را
از خودت
،دست کم،
صدهزار سال
دور میکند... .
جیغ بزن!
ناخن بكش!
گاز بگیر!
نپوش!
نپوش!!
۱۳۸۷ اسفند ۷, چهارشنبه
در میهمانی ِ استریت ها
گونهام بر زانویش؛
دستش بر دیگر گونهام
در رفت و
آمد.
شست ِ دیگر دستش
در دهانم،
که میمکم
میمکم اش...
دستم
در ذهنم
که مست،
در تن اش
که در رفت؛
آمد.
انگشت میانه
میان ِ دیگر دستم
رو به شما
به نگاه پُرسان ِ شما
به نگاه ِ پُرسان نه
که هراسان ِ
شما
که:
!Fuck your world
دستش بر دیگر گونهام
در رفت و
آمد.
شست ِ دیگر دستش
در دهانم،
که میمکم
میمکم اش...
دستم
در ذهنم
که مست،
در تن اش
که در رفت؛
آمد.
انگشت میانه
میان ِ دیگر دستم
رو به شما
به نگاه پُرسان ِ شما
به نگاه ِ پُرسان نه
که هراسان ِ
شما
که:
!Fuck your world
!Fuck your blieves
!Fuck your dirty mind
!Fuck your dirty mind
!!Fuck every little thing about you
۱۳۸۷ بهمن ۲۸, دوشنبه
عقده ی اورست من *
1. برمیگشتیم خانه. ماه با ماشین ما مسابقه میداد و همیشه میبرد. من به پدرم میگفتم تندتر برود. پشت سر مادرم مینشستم همیشه که نیمرخ پدرم را ببینم.
تا بپیچیم به خیابان فرعیای که خانهی ما در آن بود، همان جایی که ماه از ادامهی مسابقه انصراف میداد، من یادم میافتاد که باید خودم را به خواب بزنم.
چشمهایم را میبستم و میرسیدیم خانه.
پدرم میدید که خوابم برده. در ِ حیاط را میبست؛ بغلم میکرد... مادر و برادرم رفته بودند توو.
کمتر از یک دقیقه من و پدرم در حیاط تنها بودیم.
من در آغوش او.
2. در ميان عكسهای خانوادگی، من تنها يك عكس دو نفره با پدرم دارم؛ روز به دنيا آمدن، پيچيده در ملافههای سفيد.
من آن موجود نحيف ميان ملافهها را من نمیدانم. چون خود ِ يك روزهاش هم تصوري از من ندارد... .
من با پدرم عكس دونفره ندارم.
هميشه مزاحمي از جنس برادر يا مادر هست.
3. نگاه ِ كسی كه دو سال از زندگیام را هدرش دادم به نگاه پدرم مانند بود.
دو سال از زندگيام را براي نگاه پدرم هدر دادم.
چيزي هدر ندادهام... .
4. چه باید کرد؟ **
* عقدهی اورست پیشنهاد من برای گيها است؛ برای آنچه در پسرهای استریت عقدهی اودیپ و در دخترهای استریت عقدهی الکترا نامیده میشود. اورست برادر الكتر، پسر كليتمنسترا و آگاممنون است كه به دستور آپولون و تحريك خواهر تاوان خون پدر را از مادر میگيرد. اين نام گذاری اگر به اندازهی اوديپ با موضوع تناسب نداشته باشد دست كم از الكتر متناسبتر است.
** اورست/ نمايشنامهی دوم از تريلوژي اورستيا/ آيسخولوس
تا بپیچیم به خیابان فرعیای که خانهی ما در آن بود، همان جایی که ماه از ادامهی مسابقه انصراف میداد، من یادم میافتاد که باید خودم را به خواب بزنم.
چشمهایم را میبستم و میرسیدیم خانه.
پدرم میدید که خوابم برده. در ِ حیاط را میبست؛ بغلم میکرد... مادر و برادرم رفته بودند توو.
کمتر از یک دقیقه من و پدرم در حیاط تنها بودیم.
من در آغوش او.
2. در ميان عكسهای خانوادگی، من تنها يك عكس دو نفره با پدرم دارم؛ روز به دنيا آمدن، پيچيده در ملافههای سفيد.
من آن موجود نحيف ميان ملافهها را من نمیدانم. چون خود ِ يك روزهاش هم تصوري از من ندارد... .
من با پدرم عكس دونفره ندارم.
هميشه مزاحمي از جنس برادر يا مادر هست.
3. نگاه ِ كسی كه دو سال از زندگیام را هدرش دادم به نگاه پدرم مانند بود.
دو سال از زندگيام را براي نگاه پدرم هدر دادم.
چيزي هدر ندادهام... .
4. چه باید کرد؟ **
* عقدهی اورست پیشنهاد من برای گيها است؛ برای آنچه در پسرهای استریت عقدهی اودیپ و در دخترهای استریت عقدهی الکترا نامیده میشود. اورست برادر الكتر، پسر كليتمنسترا و آگاممنون است كه به دستور آپولون و تحريك خواهر تاوان خون پدر را از مادر میگيرد. اين نام گذاری اگر به اندازهی اوديپ با موضوع تناسب نداشته باشد دست كم از الكتر متناسبتر است.
** اورست/ نمايشنامهی دوم از تريلوژي اورستيا/ آيسخولوس
اشتراک در:
پستها (Atom)